همتون می دونید من 18 سالمه ولی اگه به کارهام نگاه کنید همیشه سعی کردم مثله بچه ها باشم با اون که افکرام اگه بزرگتر از سنم نباشه در حد سن و سالم هست ولی اعمالم بچگونس شاید بگید که این رها هم مارو کشت با این عقایدش،ولی خوب اینم یه جور اعتقاده من دوست دارم مثله بچه ها باشم چون بچه ها پاکن هیچ کاریو از روی قصد و غرضو خصومت نمی کنن و وقتی تصمیم به داشتن چیزی می گیرن با تمام وجود برای به دست اوردن اون تلاش می کنن بچه ها وقتی به یکی علاقه مند می شن از روی هوس نیست از روی معرفتیه که نسبت به اون شخص بهشون دست می ده،خیلی ها فکر می کنن بچه ها آدمای کوچیکین ولی از نظر من بزرگترین مخلوقات جهان هستی همین بچه ها هستن چون ملکوتین چون کینه و پول پرستیو هوس و دیگر بدیها در وجود اونها نیست،اونا اینقدر بزرگن که وقتی به شما نگاه می کنن و می فهمن که شما واقعا در باطن چجور آدمی هستین نمی یان آبروتونو ببرن،من هیچ وقت به بچه دروغ نگفتم و نمی گم هر چند کلا دروغ نمی گم ولی به بچه ها تقریبا امکانش نزدیک به صفر هست که دروغ بگم چون اونها قبل از اینکه مابخوایم چیزیو به اونها بگیم حقیقتشو می دونن.
مثله بچه ها بودنه من خیلی وقتها باعث شده که خیلیها منو تحقییر کننن ولی م آدمی نیستم که برای دیگران زندگی کنم من فقط برای شهرزاد و خودم زندگس مس کنم و حرفائی که پشت سرم زده می شه برام مهم نیستش برای همینم همیشه حرفای زیادی پشت سرم هست که این رها نمی تونه این کارو بکنه یا حرفاش الکیه ولی همه اونهائی که این حرفا رو می زنن یا به این نتیجه رسیدن یا در آینده خواهند رسید که رها وقتی حرفیو می زنه تا پای جونش پای حرفاش وای میشه و رها ادمیه که یا حرفیو نمی زنه یا اگه چیزی می گه حتما به اون حرفش عمل میکنه.نمی دونم چرا امشب این حرفا رو اینجا زدم شاید شاید شاید.نمی دونم چرا واقعا نمی دونم.
شهرزاد من کودکی هستم که بزرگ شده کودکی که می خواد یه جا آروم بگیره و اون آغوش تو هست خواهش می کنم حتی تو شخوی هم به من نگو که شاید به هم نرسیم چون تنها چیزی که رها را از پا در میاره همینه.مرسی دلم برای دیدنت پر می زنه.
می دونید آدم وقتی دلش می گیره می خواد گریه کنه یا بعضی وقتها داد بزنه یا نمی دونم یه کاری کنه آروم بشه،من امشب دلم نگرفته بلکه دلخورم،دلخورم از روزگار که چرا گاهی وقتها آدمو از هر چیزی که لایقشه دور نگه می داره،خودم همیشه می گم اینا امتحانه و ما باید تو این موارد صبر کنیم و توکل تا بتونیم سرفراز از این امتحان بیایم بیرون؛ولی به خدا بعضی وقتها صبر کردن خیلی سخته خیلی.مخصوصا زمانی که بدونی با این صبر کردن ممکنه کسیو که خیلی دوستش داریو بهش نرسی،آخه می دونید شاید خیلی از شماها بگید که پسره خر،خوب پاشو برو دکتر و خودتو مداوا کن اما خوب چیکار کنم پام رفته رو بیل و می گم تا وقتی که نتونم با شهرزاد برم مداوا، دنبال درمونه مریضیم نمی رم هر چند می دونم به قول شهرزاد شاید همین مریضی باعث بشه آرزوی کنار شهرزاد بودنو به گور ببرم،ولی به خدا مشکل من این مریضیم نیست مشکل من پست ترین چیز موجود رویه زمینه آره به نظر من پست ترین و کم ارزش ترین چیز دنیا پوله،من خودم از این پوله لعنتی نفرت دارم اما چیکار میشه کرد تو این دنیای خراب و ویران ما پول حرف اول و میزنه آدم باید به جرم اینکه یکیو دوست داره وپول نداره باید کلی تحقییر بشه اما به خدا این تحقییرها اگه هزار برابر بیش از اینم باشه برای رسیدن به شهرزاد حاضرم تحمل کنم ولی خوب چیکار کنم تنها چیزی که شاید منو به شهرزاد برسونه همین پوله لعنتیه .می دونید من اگه می خواستم پولدار بشم می تونسم در کمتر از یک ساعت به ثروتی مادام العمر برسم به خاطر کارائیه که بلدم ولی خوب این اعتقادات آدم که نمی زاره حروم بخوره هست که دستو پامو بسته و خوشحالم که می دونم هیچ وقت نمی خواهم و امکان ندارد از راه حروم پولدار بشم چون من دوست درام برای پولی که به دست میارم خسته بشم و زحمتشو کشیده باشم ولی صد گله که آدم این همه کار کنه اما به اندازه یک پنجم فعالیتشم بهش پول ندن،خودم هم نمی دونم چرا هنوز دارم تو این شرکت لعنتی کار می کنم شاید به خاطر محیط و اعتبارش باشه ولی نمی دونم آیا این اعتبارها و آشنائی ها ارزششو داره یا نه.
بچه ها برام دعا کنید هر چه سریعتر این مشکل مالیم حل بشه تا بتونم به یگانه امید زندگانیم و تنها دلیلی که قلبمو جلوشو گرفته ونمی زاره منو با پشت پیشتاز بفرسته اون دنیا،برسم.راستی برای شهرزادم دعا کنید تا از اطرافیانش گزندی بهش نرسه.