دارم گیپسی کینگ گوش می دم ،حالا دیگه گیپسی توی ایران خیلی معروف شده چون اهنگاش توی فیلم راه بی پایان استفاده میشه .ولی اون وقتی که من کینگ گوش می دادم همه مسخره ام می کردن و یه جورائی توی خلوتم گوش می کردم وقتهائی که می خواستم با یاد شهرزاد بخوابم گیپسی گوش می کردم،اون روزهائی که هنوز شهرزاد بهمن ابراز عشق نکرده بود و عشقمون یک طرفه بود اون روزائی که من التماسش می کردم که بارو کنه عاشقم و او هم بعد از مدتها قبول کرد و دل باخت به پای من دلباخت!این اهنگ یاد اون شبی من رو می ندازه که فرداش کنکور داشتم یعنی 4 مرداد 85 او شب شهرزاد یکی دوروز بود رفته بود سوریه و من بهش گفته بودم چه من رو دوست داری یا نه برام دعا کن توی حرم زینب برام دعا!که بعدها بهم گفت برات دعا کردم خیلی زیاد!یادم میاد اون روزی که کنکورداشتم خیلی حالم گرفته بود آخه فکر می کردم بعد ازاین سفر دیگه شهرازدم از دست میره ورفت!چند ماهی حتی خبر هم ازش نداشتم تا بالاخره یک روز برگشت و عشق من رو دید و دلباخت و عاشقی شروع شد چه روزهائی بود سراسر شوق و سراسر دیوانگی!سراسر کودکی. بچگی ولی به ناگاه هر دوی ما بزرگ شدیم یک جهش سنی فوقاالعاده من و شهرزادم داشتیم. گذشت و شد امروز امروزی که باز شهرزادم پیشم نیست ان روزها بعد از یک سفر بی خبر ترکم کرد هر چند آنروزها اینقدر عاشقانه نبودیم و حالا این چنین رفته!دلم می خواد بگم که کبوتر خبر رسون، خودتو به یارم برسون ،بهش بگو دوسش دارم،بهش بگو عاشقشم ،بگو با صدای قشنگت که هنوز عاشقتم،کبوتر قصه ها بهش بگو که بیاد بهش بگو پیشم بیاد مثل قدیم بیاد دوباره باز تو آغوشم بهش بگو منتظرم چشمم به راهش مونده بهش بگو مست نگاهشم!بهش بگو بیاد....
شهرزادم دلم گرمی اون دستای کوچولوتو می خواد همون دستائی که با هر دوتاش نمی تونستی یه دست منو بگیری شهرزادم دلم می خواد دوباره نگات کنم از بالا همونجور که نگات می کردم باید سرمو خم میکردم تا ببینمت اخه قدت ازمن کوتاهتره!دلم می خواد دوباره وقتی کنار هم راه میریم بازوهامو توی دستات بگیری و اون حس شوق و هیجان دوباره تووجودم فوران کنه همون حسی که احساس غرور داشتم که زنی به این گلی دارم!شهرازدم یادت میاد روز اول که دستمو گرفتی چقدر خندیدم چقدر برام جذاب بود توی کوچه بی اختیار داد می زدم مامان کجائی که رهاتو بردن!یادت میاد چند وقت بعد گفتی از روزی که دستتو گرفتم اینجوری عاشقت شدم!
شهرزادم برگرد این دفه اگه برگردی دنیا رو به پات می ریزم!
راستی شهرازد باید بگم دوباره شدم خبرنگار دوباره خبرنگاری حرفه ایم رو شروع کردم اما این بار دیگه سیاسی کار نمی کنم!خوب می ترس اینبار می ترسم که بلائی سرت بیاد دیگه بی خیال سیاست شدم فقط به خاطر تو!رفتم توی سرویس اخبار اجتماعی بهداشتی!حالا دارم دوتا کار می کنم هم مدیر پشتیبانی شرکتم هم خبرنگار هم دانشجوی مهندسی آی تی!یادت میاد پارسال همین موقع یه پشتیبان ساده بودم که تازه یکی دو هفته بود رفته بود سر کار!؟حالا می بینی تو این یک سال چقدر دنیا به نفع ما چرخ خورده!پس برگرد چون مشکلات داره حل میشه همین روزاس که دیگه به خاطر مشکلات مالی از اومدن به خواستگاری رسمیت نترسم و به اون آرزومون که می گفتیم تیو تابستون 87 عقد می کنیم برسیم ایشلله که جور میشه اگه خدا بخواد و کار من هم درامدش بره بالا پله پله!درسته هنوز درامدم بالا نیست خوب تازه شروع کاره دیگه!ولی خو بازم خوبه و ایشالله وقتی تونستم دوباره کار توی روزنامه رو از سر بگیرم درآمد خوبی برام خواهد داشت!قول داده بودم دیگه نرم توی کار خبر و خبرنگاری ولی رفتم!اما این بار رفتم توی حوزه اجتماعی تا دیگه خطری نه من و نه تورو تهدید نکنه!راستی تو نمی دوستی من یه زمانی خبرنگار بودم!پس حالا تازه فهمیدی رهات خبرنگار بوده بعد روزنامه هائیکه توش می نوشت توقیف شد یه مدت بی خیال خبر شد و دوباره شروع کرد!
شهرازد اگه عشق تونبودمن این پشتکاررو نداشتم!شهرازدم عزیز دلم!درسته دارم خیلی کار می کنم درس می خونم شاید تفریح خاصی جز پشت فرمون ماشین نشستن و گا زدادن به ماشین نداشته باشم!ولی می دونی که دارم لذت می برم آخه هم دارم در زمینه های مورد علاقم کار می کنم توی رشته ای که عشاقشم درس می خونم هم می دونی که عاشق ماشینم ،و می دونی که اگه من خبرنگار و برنامه نویس و پشتیبان و یه بسکتبالیست بازنشته! نمی شدم حتما راننده مسابقات رالی می شدم!دارم لذت می برم چون هدفم توئی چون بااینکه غرق کار و درس هستم و هفته ای یک ساعت بیشتر تفریح ندارم!ولی دارم از زندگیم اوج لذت رو می برم اخه وقتی ادم در راستای اهدافش کار کنه خیلی لذت می بره!شهرزادم من عادت ندارم اهدافم رو به کسی بگم به تو هم زیاد نگفتم اگه دوست داشتی برات می گم فقط باید بخوای تا بگم!شهرزادم بی تو خاک ایران برام رنگ و بوئی نداره پس برگرد وبزار روی خاکی که عاشقشم بمونم!من عاشقا ایرانم چون تو اهل ایرانی من خاک این کشورو می بوسم چون تو روش راه رفتی!و البته اون جوون مردائی که اگه نبودن معلوم نبود ما الان کجای کار بودیم!
ایران رو دوس دارم فرهنگشو همه چیزشو خیلی دوست درام دوستش دارم چون تو ایرانی هستی یه ایرانی نیمه ترک نیمه اصفهانی!یک ایرانی وارسته و والا!ولی شهرازدم این خاک بی توبرام قابل تحمل نیست!من یه بار ایران رو به خاطر تو ترک نکردم پس نزار هیچ وقت از عشقهایم که خاک ایران و تو هستی جدا بیوفتم!
منتظرتم!برگرد!
هر چند این متنها رونمی خونی چون از وجودشون اطلاعی نداری ولی باید داد بزنم که دوستت دارم خیلی زیاد اگه من رو هزار بار از خودت ترد کنی بازم دوست دارم و منتظرم آخه می دونم مجبور بودی از ته دلت نبوده الهی فدات بشم!راستی خانومی عصبانی که میشی خیلی جذاب میشیا!
بیائید آسمانی باشیم،زمین را تسخیر و آسمان را در دست بگیریم،بیائید کاری کنیم که خدا به ما اعتماد کند به کارهایمان به عاشقیمان ، بیائید گریان باشیم ولی فقط برای الله گریان باشیم و در حضور او گریان پیشه باشیم!بیائید از خدا یاد بگیریم شیوه زندگی را که چقدر انسان را دوست داشت ولی رهایش کرد در زمین ولی در انتها همه انسانها به سویش بازگشتتند چون معشوق جایش در آغوش عاشق است!پس منم سعی می کنم شهرزاد رو رها کنم و ایمان دارم که برگرده رهایش می کنم تا خود انتخاب کند و مزاحمش نشم می دانم که باز به آغوش من بر می گرده چون جایگاهش اینجاس چون این قلب و آغوش برای اوست!
منم از همین رها شدن بود که رها شدم!
همیشه ماندن دلیل بر عاشق بودن نیست خیلی ها می روند تا ثابت کنند که عاشقن ....این کاری بود که شهرزاد با من دوشنبه کرد ولی برش می گردونم تا عشاقی در کنار هم کنیم به هر قیمتی بررش می گردونم همین! شهرزادم نیم زارم تو این بازی ببازی نمی زارم دلتو زیر پا بزاری مطمئن باش خودم میشم سپر بلات و کاری می کنم که ببری با توکل به خدا!شهرازدم تا خدا هست غمی نیست منم اشتباهاتی می کنم این اختلافات پیش میاد ولی باید زود رفع بشه؟!شهرازدم من بچه بازی می کنم من اشتباه زیاد می کنم اخه از یه آمد تنها چی انتظار میشه داشت خوب بلد نیستم!تو یادم بده یادته یم گفتم متو باید من رو آدم کنی تو می گفتی همینجوری می خوامت برای این مواقع بود!
خستم خیلی زیادخیلی خیلی زیاد باید خود سازی کنم تابتونم این مشکلو حل کنم ولی خیلی سخته اخه نمی دونید آدم وقتی چشمای ناراحت شهرزادوببینه چه حسی بش دست میده من که دیوانه شدم!الانم اگه من رو ببینید می فهمید من موهام یکم بلنده دوروزه پریشونه هم میگن یه چیزیش هست که به خودش نیمرسه!فکرم پریشونه برنامه هام قاطی شده!نماز ظهرمو ۴ بار خوندم!و فکر می کردم نخوندم!
امروز ظهر ساعت یک بعد از ظهز،مکان کنار شهرازد در حوالی مدرسه او،داخل یک ایستگاه اتوبوس،من ،یعنی رها!خورد شدم صدای استخونهامو شنیدم!صدای ترک برداشتن قلبم رو شنیدم با هر فریاد شهرزا که سرم می کشید ذره ایاز وجودم از هم می پاشید!نه به خاطر فوشهائی که بهم می داد نه!نه به خاطر دادی که سرم کشید!نهب ه خاطر فراری که از دستم کرد نه به خاطر اینکه توی چشمام نگاه نکرد نه!خورد شدم چون شهرزادم رو عصبی دیدم چون شهرزادم و ناراحت دیدم!چون شهرزادم دشات زجر می کشیدچون شهرزادم از بس داد زد صداش گرفت!وقتی گفت میزنم توی گوشت خورد نشدم!ولی وقتی گفت رها اگه نری خودمو رو می ندازم جلو ماشینها از هم پاشیدم سلول به سلول بدنم از هم پاشید !صبح امروز ساعت 7:30 سر کوچشون چشمم خورد و شهرزاد رو از دور دیدم هر چه خواستم برم جلو نشد!از دور اینقدر نگاهش کردم که اشکم اومد ولی ظهر بود که نا خواسته بی اونکه خودم بخوام پاهام من رو برد طرف مدرسش و مجبورم کرد که برم جلو!آخه دیگه نمی تونستم از دور نگاهش کنم دیگه از این کار خسته شده بودم!تا امروز نگفته بودم ولی من هفته ای یکی دوبار تو این دوماه میرفتم و شهرزادم رو از دور می دیدم وقتی که می خندید شاد می شدم و وقتی که می دیدم ناراحته دنیا روی سرم خراب میشد!امروز وقتی با دوستش دوبارهب رگشت توی مدرسه منم رفتم تا راحت باشه این همه داد زده بود سرم این م فوش داده بود ولی من فقط با خودم خنده ای کرد یه لبخندزدم و گفتم خدایا اگه با خورد شدن من شهرزادم سبک میشه هر لحظه خوردم کن!دوباره نا خواسته یه ماشین در بست کردم! سریع خودمو رسوندم توی کوچهش هرازد اینا توی کوچه با انتظارش ایستادم تا بیاد وقتی اومد تا از دور دیدمش یه سطل آب یخ ریختن روم!چون چادر سرش بود چون صورتش سرخ شده بود فکرکنم گریه کرده بود الهی بمیرم برای بهترین عشق دنیا!کنارش راه رفتم هیچی نگفتم ولی اون زا من فرار کرد نمی دونم چرا !نمی دونم یعنی اون هنوز منو نشناخته!موندم که چرا اونجوری رفتتو خونه مگه من دزدم!یا قاتلم ولی اشکالی نداشت می دونم کارم اشتباه بود رفتم جلو مدرسش ولی دیگه نمی تونستم از صبح 4 تا زیر زبونی خورده بودم!اگه نیم رفتم ببینمش سکته می کردم!می دونم ناراحتش کرد الهی خدا من رو از روی زمین برداره که باعث شدم عشق خودم اینقدر ناراحتبشه !شهرزاد فقط وقتی کنار مدرسش بودیم بهم می گفت برو از اینجا برو...نمی دونم چرا نیم دونم چش شده ولی می دونم شهرزادم اصلا تو خوب موقعیتی نیست می دونم دارهاز همه جهت فشار تحمل میکنه از طرف درساش ،خانوادش،دوستاش از هر جهت حتی از طرف خودش!من امروز رفتن تا سورپرایزش کنم تا بخندومش ولی نتیجه عکس داد!می خواستم با حضورم براش یه جشن غافلگیرکننده کوچیک بگیرم!می خواستم....می خواستم دوباره لبای عشقمو لبای تنها کسمو خندون ببینم کلی ذوق و شوق داشتم کلی طرح ریخته بودم ولی هر چه رشته بودم پنبه شد!
ولی فقط باید بگم:
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا جام مرا بشکست لیلی!
آره اگه شهرزاد دوستم نداشت امروز اینجوری حالمو نمی گرفت و خیلی راحت می تونست نقش بازی کنه و من رو دک کنه!ولی از دستم ناراحت شدم !ادما معمولا از دست کسائی که براشون محبوبا نارحت میشن وگرنه از کسائی خوشمون نمیاد دلیل نداره ناراحت بشیم چون همیشه از دست اونا ناراحتیم!
شهرزادم امروز روزی بود که می خواستم غافلگیرت کنم میخ واستم بخندونمت می خواستم شادت کنم می خواستم یه سلام جانانه بهت بکنم می خواستم بگم که ....آره می خواستم خوبیتو ببینم ولی عصبانیتتو دیدم !شهرزادممی دونستی تا حالا ندیده بودم عصبانی بشی نا قلای من نگفته بودی عصبانی که میشی دلبر تر میشی و دل آدم رو بیشتر میبری!می دونی چرا نیم رفتم ؟!می خواستم تا سرم داد بکشی خیلی بلند اونقدر داد بکشی تا همه غصه هات خالی بشه تا هرچی تو دلت بریزه بیرون و سبک بشی میخواستم بزنی تو گوشم!می دونی چرا چون می گن چوب معلم گله هر کی نخوره خله!تو هم معلم زندگیه منی پس بد نیست گاهی وقتها ازت کتک هم بخوریم!کتک خورتیم حج خانومی!شهرزادم تور خدا بگو چیه چیهکه اینقدر داره اذیتت می کنه چیه که داره مثل خوره وجودت رو می خوره شهرازدم من تورو تا حالا اینقدر داغون ندیده بودم!شهرزادم به من بگو شاید بتونم یه راه حلی بدم و مشکل حل بشه!نمی دونم می خوام بهت بگم شهرزادم منی که به نظر همه بچه میام به نظر همه دیوونم!بد نیست از بچه های اینجا بپرسی که ایا واقعا اونقدر بچم !؟خیلی از بچه هائی که میان اینجا نیمان سرگذشت من و عشق بازیم رو با تو بخونن میان ا با همفکری من مشکلشون حل بشه!آره همفکری من!کری که همیشه دوست دارم اینبوده که گره از مشکلات مردم باز کنم!نمی دونی وقتی می بینم دوتاجوون با هم دعواشونه چقدر زجر می کشم هر کاری می کنم که آشتی کنن و البته موفق هم ب ودم به امید خا!شاید همه فکر کنن ما اینبار با هم دعوا کردیم !باید بگم نه !!!درسته که دادمیزد جیغ می کشید ردسته که جلوی اون همه آدم من رو سنگ رو یخ کرد درسته که بهم می گفت برو ولی دعوامون نشده بود چون شهرزادم فقط یکم عصبی بود یه کچولو خیلی کم عصبی بود و باید خالی میشد و منم که ادعای عاشقیشو دارم باید کوتاهترین دیوار باشم براش دیگه اخه به قوله یک دوست!هرگلی هم گله هم خوار داره !ادم هم باید گل رو بخواد و هم خوار گل رو!آخه من خودم میگم وقتی گلی رو بو میکنی بریدن دستت با تیغ اون گل خیلی لذت بخشه هر چند اولش می سوزنه لی بعد همیشه گوشه دلت به عنوان یه یادگاری منودگار از ااون گل بری آدم باقی میمونه!
شهرزاد عزیز تر از جانم من امروز میلیونها برابر بیشتر عاشقت شدم خیلی بیشتر از قبل!!!شهرزادم قلب من یپشه تو هست ماله تو هست برای تو هست فکرکردی چرا بعد از اون همه حادثه مرگباری که برای من توی زندگی 19-20 سالم اتفاق اتفاده هنوز زندم!آره زندم تا تا برای تو زندگی کنم تا هر نفسم با تغمه زیبای اسم تو بالا بیاد!زندم تا با تو بهترین ها رو بگزونم شهرزادم بت گفتم دارم از دانشگاه میام گفتی به من چه!پس حالا یه چیز دیگم میگم که بازم بگی به من چه !من یعنی رهای تو،تا چند روزه دیگه توی دوتا دانشگاه توی دوتا رشته مختلف که جزو بهترین رشتههای دنیا هستند تحصیل می کنم!سخته ولی به قوله خودت غیر ممکننیست! کار میکنم دوجا درس می خونم می دونی چرا همش به عشق تو همش برای اینکه یه بار توی حرفات گفتی من دوس دارم شوهرم مهندسی چیزی باشه و من حالا قدم توی راهی گذاشتم که به خاطر تو یه مهندسی دو قبضه تو دوتا رشته مختلف یعتی IT و نرم افزار بگیرم!راستی خانومی باید یه قولی بدی که قبول بشیا اونم توی رشته شیمی اخه یادته گفتم چرا یم خوای بری شیمی گقتی اخه می خوام برم شیمی تا اول PH خونتو بگیرم بعد خودم ph رو به اضافه دوست دارم بکنم و بعد بصورت مخفف بشی آقای رهای PHD !یادت میاد!بادت میاد چقدر با این حرفت خنیددیم چقدر بت گفتم بابا همه زن دارن مام زن داریم همه یمرن کنکور میدن زن ما مارو با یه دوست دارم دکترمون کرد یادته؟یادت میاد همیشه از همه خوشیهات میگزشتی تا بیای و خند رو لبام بزاری !یادته؟ اما امرزوم توسنتی من رو بخوندنی توستی بعد از مدتها بخندونیم اخه نیم دونی توی "ژانر" عصبی که یمری چچقدر دلبر میشی!خانومی الهی فدای اون دونه اشکائی بشم که امروز به خاطر من ریخته شد اهر چند ندیدمشون هر چند ندیدم ولی اگه دیده بودم نیمزاشتم این مرواریدهای خوشگل که از چشمای خوشگلتری همسر دنیا میاد رو زمین بریز همشو جمع می کردم توی یه شیشه هر وقت دم تنگت می شد به جای عطر میزدم به خودم تا حس کنم کنارمی!
شهرزادم!می خوام یه خواب رو برات تعریف کنم خوابی که سر جلسه کنکوردیدم!کنکور داشنگا بود 1 ساعت مونده به کنکور نشستم رو صندلیم از بس شبش درس و دعا خونده بودم خوابم برد و یه خواب دیدم تورو تو خواب دیدم خوابددیم با یه لباس سفید بلند و خوشگل اومدی کنارم دست کشیدی رو سرم!گفتی رها اهای را پاشو بیدار شواز خوب بیدار شو رهای من باید اینبار قبول بشی ها منمی دونم قبول میشی پاشو داره دیرمیشه الان وقتت میگزره ها منم گفتم دلم نمی خواد!نمی خوامبیدار شم اخه اگه بیدار بشم تو میری گفتی نه رهای من نمیرم هر وقت خواستی منو کافیه صدام کنی کنارتم!گفتم قول گفتی قوله قوله و گفتی پاشو نینازم پاشو بنویس پاشو به خاطر من بنویس!بعد دستات رو کشیدی رو یپلکام از خواب پریدم دیدم 15 دقیقهاز وقت کنکو ررفته و من خواب بودم از خدا خوسات کمکم کنه و از تو خواستم دستمو بگیری تا بهتر بنویسم و نوشتم پشت سر هم!الف،ج،د،ب یکی یک تستها رو زدم وقت تمام برگه ها بال!ا با رضایت پاسخنامم رو بالا کردم و گفتم خدای توی روی شهرزادم شرمندم نکن باشه؟؟؟اخ خیلی می ترسیدمکه توی روی توشرمنده بشم این برام خیلی سخت بود!چون نمی تونستم خودم رو ببخشم!کنکور من درست بعد از دومین جمعه ای بود که این دو ماه شروع شده بود!
شهرزادم خیلی خستم خیلی!از دست خودم و اشتباهاتم از دست کارای اشتباهی که می کنم و باعث میشه تو ناراحت بشی خستم دلم می خواد نبودم دلم می خواد به دنیا نیومده بودم که تو این همه نارحتی نکشی به خاطر من!شهرزادم عاجزانه ازت ی خوام شهرزادم دستت رومیبوسم جلوی هر کس که یگی دتت رو پاتو می بوسم که برگزد ونرو شهرزادم من غیر از تو هیچ کس رو ندارم خیلی ها اطرافم هستند ولی هیچ کس برام ،تو ،نیستش! شهرزادم قلبم درا داغونم میکنه کارم رسیده به قرص خوردندو ماه مجبورم رزی 3 تا زیر زبونی بخورم!ولی اروز هشتا خوردم!الانم ضربانقلبم خیلی کمه چشمام گریونه و چهره ام شرمسار!
شهرزاد دارم به آب و آتیش میزنم که زودتر به هم برسیم از جونم دارممایه میزارم بچه های خواننده اینجا شاهدن که همش پای کامپیوترم و دارم کار میکنم!دارم درس میخونم خیلی زیاد!از تفریحاتم گذشتم مدتیه ولی اشکال نداره بعدا که عروسیمون شد با تو تلافیشو در میارم فکر کن باید برام ماشی کنترلی کادور بخری روز تولدم بدی بهم!
شهرزادم رفتم دکتر مریضی قلبم رو بهم گفت نمی گم مریضیم چیه چون بیخودی دلواپس میشی تمام مدارکم سوزندم که کسی نفهمه !ولی دکتر بهم گفت قلب فقط به این دیل کار میکنه که امید درای به چیزی توی این زندگی امید داری!منم به دکتر گفتم آره یه جائی هست توی این اصفهان که منزل امید ماست باید یه روزی تو هیمن روزا برم بهترین دختر دنیا رو از خونه عقدش کنم بیارمش خونه خودم!امروز م دونی درست دم مثل روز اولی که تیو حیاط مدرسه دیمت بدنم لرزید دلم باز لرزید باز اون صدای روحانی که یه نغمه خاص می خونه تیو ذهنم پیچید ولی نفهمیدم شعرش چیه ولی می دونم خیل روحانی و لذت بخشه!
شهرزادم شهرزاد خانومی بخند باشه بخند!بغض نکن خانویم بمیرم لهی نیم تونه رها بغضتو ببینهها یادته ازم قول گرفتی بغض نکنم!حالام تو بض نکنباشه الهی دورت بگردم!الهی فدای همسره گلم بشم!خانمی ببخش رهاتو باشه؟خانومی غلط کردم بزنی تو گوشم راخت میشی اگه راحت یمشی ما کتک خورتیم خاومی اصلا یم خوای جلو هر کی که خودت گفتی بزن تو گوشم باشه بعدشم من دستت رو می بوسم فقط ناراحت نباش باشه ؟خانومی در رسیدن ما به هم شک نکن به من اعتماد کن مطمئن باش م یتونم اخه میگ ن هر مرد موفقی یه زن بزگ پشتشه!منم خیل موفقم چون یه همسره بزرگو خانو مدارم به اسم شهرزاد جونی خودم گمبل خانوم خودم!پس میتوینم به خدا قسممی خورم که رضایت خانوادتو بگیرم مطمئن باش می تونم!بهت قول میدم قول میدم که میتونم باشه؟!! پس بهم اعتماد کن و از چیزی نترس بسپرش به خدا! سعید وسیمار و که یادته بارت گتفم احتمال رسیدنشون بهه م زیر صفر بود ولی رسیدن حالا چه برسه به ما که کلی امکان رسیدن داریم بهم!خانویم دعا کن حقوقم بهتر بشه میاد خواستگاری اخه آخریمن مانع از طرف من که باید رفع بشه وضع حقوقیمه!رفع که شد میام پا بوس خانوادتو دست بوس خودت و ورت میدارم میبرمت تیو خونه عشق خودم به خدا خدا تنهامون نیمزاره راسیتی خانومی امروز ب این دات نمکهای خوشگلی به زندگیمون پاشی اخه میگن سوءتفاهم زن و شوهر نمک زندگیشوه مگه نه؟
فدات فدات فدات فدات.....مثل همیشه فداتتتتتتت
یا خدا الهی دورت بگردم من!
خانویم منو ببخش باشه ؟آهنگ ممنونم رضا صادقیو بزار و گو شکن من الا دارم این حرفای تو اون اهنگ رو بهت میزنم!
راستی خانومی فکر کنم کم کم وقتشه دیگه آدرس وبلاگمو بدم بهت!

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد!پس تا جان در بدن دارم برگرد که چشم انتظار تو هستم هر لحظه هر لحظه این عمر به انتظارت نشسته ام!
شهرزاد
م این روزها روزهائی است که قول داده ای برگرد همین فردا هیمن فردا !
شهرزاد
م می دونی که!قلب رهات نارحته پس برگرد و کمکم کن که کمتر درد بکشم!