تبليغاتX
رها و شهرزاد
می نویسم دلواژه هایم را برای شهرزاد

گاهی آدم نمی تونه حف دلش رو بگه ...گاهی نمیشه آدم هر چیزیو به زبون بیاره...گاهی کلمه کم میاری ...گاهی...گاهی آدم مثل من یادش میره حرف بزنه!....و رد این مواقع...صداهائی جاودانه....گوشه هائی جاودانه،عاشقانه و عارفانه....و امروز من گفته هایم را در داخل شعری از گوگوش یافتم ...شعری به نام عشق...و اما نوانمائی کم حجم که پیشنهاد می کنم ببینید از این آهنگ زیبا وگوش دهید ب خوانید و در آن حرفائی است که امروز باید می گفتم ...پس بخوانیدش...ببینیدش....گوشش دهید...از اینجا نوانما را ببینید.

پی نوشت:ام کا اس خیلی دلم هواتو کرده کلی حرف دارم براتتتت.

در جائی که عشق جرمه،رنگ لباس جرمه نمی تونم راحت زندگی کنم!
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 21:6 توسط رها و شهرزاد | | لينك ثابت

و شاید زندگی جاری باشد...و...من...و...تو...و...ما..نشسته کنج خانه  غصه خوران شده ایم...شاید راه غلط است...شاید فکر اشتباه است...شاید دیده ها خطاست...شاید باید به نادیده ها نگریست...شاید خودخواهی باید کرد...شاید .....

زندگی چاری است مثل رود هر چند سخت...هرچند ملال آور...هر چند تلخ...ولی جاری است و چراغی روشن دارد...چراغی به رنگ تابشگاه خورشید...به زیبائی نوازشگاه محبت...به لطافت گرمی عشق همسترها!!...به خنکی یک لیوان آب یخ کنار کوره بلند ذوب آهن...به گرمای آتروپات توی سرما روی دستها...و به عظمت عشق...و به وسعت خدا دوستت دارم...یادت میاد؟...و اینجا نوشته ام یادگاریهارا...تراشهائی با نوک چاقو روی درخت...یادگاری جاودان روی زمین....و...به زیبائی لمسشگاه انگشتان پر عشق کودک بر دستان مادر...و بوسه..بوسه ای به چشمانت..به دست مادرت...به راه عاشقانه ات..و به روشنائی روزی به تایخ ۱۴ فوریه...!

ولنتاینت مبارک...ولنتاینم مبارک...ولنتاینمان مبارک..ولینتاینتان مبارک...ولنتاینشان مبارک...راستی خدا جونم ولنتاین تو هم مبارک!

در جائی که عشق جرمه،رنگ لباس جرمه نمی تونم راحت زندگی کنم!
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 0:17 توسط رها و شهرزاد | | لينك ثابت

سلام...مدتی بود از پست قبل تا امروز نمی نوشتم از همه دوستای گلم عذر ممی خوام عذر هم موجه من این چند روز بیمارستان بودم به یه دلیلی بستری بودم!نمی خوام دلتون برام بسوزه فقط اینو گفتم که نگین رها نبود و ننوشت!خوب و لنتاین نزدیکه منم براش خواهم نوشت فکر کنم فردا شب امشب زیاد حالم جالب نیست که بتونم بنویسم یعنی اصلا جالب نیست!قربونه همه دوستای گلم برم!

در جائی که عشق جرمه،رنگ لباس جرمه نمی تونم راحت زندگی کنم!
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 22:34 توسط رها و شهرزاد | | لينك ثابت