تبليغاتX
رها و شهرزاد
می نویسم دلواژه هایم را برای شهرزاد

امشب وقتی داشتم آهنگ گوش می کردم درست وقتی ماشین پنچر شده بود و داشتم لاستیک رو عوض می کردم این آهنگ رو که با صدای شاهین حشمت زاد هست رو داشتم گوش می کردم خیلی دوستش داشتم خیلی زیاد!جیف اومد آهنگ وبلاگم نکنمش عمناک هست ولی فوق العدس فوق العده! پیشنهاد می کنم گوش بدید بهش!

پی نوشت: شهرزاد جونم فداتم ،قربونت برم الهیییی

در جائی که عشق جرمه،رنگ لباس جرمه نمی تونم راحت زندگی کنم!
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 1:22 توسط رها و شهرزاد | | لينك ثابت

بعضی جمله ها برای آدم خیلی ارزشمندن بعضی جمله ها شوق حرکت دارن بعضیهاشون قلبتو نوازش می کنم بعضی هاشون کاری باهات می کنن که یه دنیا از شوق داد بزنی بعضی جمله ها خستگی یه عمر کار و خستگی و هزارتو مشکل دیگه رو ازتنت بیرون می کنن نم یدونم این جمله رو تا حالا شنیدین یا نه!ولی خوب برای هر کسی این جمله فرق می کنه اما لذت حاصل از این جمله خیلی زیاده درست مصل جمله ای که شهرزاد به من گفت جمله که هر شب و هر شب می خونمش می بینمش و ازش لذت می برم و اونم این بود" زود بخواب این همه کار نکن خسته میشی!" شاید از نظر خیلی ها جمله خاصی نباشه ولیبرای من مثل داروی زندگی بود!مثل شوق دیدار شوق محو تماشای یار شدن! شاید از نظر خیلی ها که اینجارو می خونن من دیوونه بیام آره من دیونم یه دیونه ک حتی بدبخت شدن را اگه باعثش شهرزادش باشه دوست داره من همه جا داد میزنم خودم تپل رسوائی خودمو زدمو همه جا بلند بلند می گم که عاشفتم!هر جا حرف کم میارم از اون حرف میزنم نا خودآگاه بعضی وقتها می بینم کسی اطرافم نیست بعد می بینم همه از حرفام خسته شدن آخه همش درباره شهرزاد بوده!این برام خیلی لذت بخشه هر چند زندگیم بهم ریخته مدتیه!اما مهم شهرزاده که شوق منو امیده منه!چاکرتم!امشب یه پارتی بودم یه پارتی خیلی خوب پارتی ای که پر از احساس بود!پر از شوق دیدن عمره یک عشق پارتی که برای تولد یه پسر 9 ساله گرفته شده پسری که ثمره یه عشق 20 سالس!چقدر دلم برای مهیار و مهتاب تنگ شده!هنوز خبری از مادرشونم نیست جه برسه به اونا اما دلم براشون تنگه!!!! بزار یه مسابقه بزارم ببینم کسی می تونه بفهمه که مهتاب و مهیار کیا هستن؟؟؟جایزه داره هر کی بگه....
پی نوشت: چقدر امشب گوشیم زنگ خورد 73 بار!!!!!! فکر کنم رکورد زدم!!!!

در جائی که عشق جرمه،رنگ لباس جرمه نمی تونم راحت زندگی کنم!
نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 1:18 توسط رها و شهرزاد | | لينك ثابت

می خوام بنویسم خیلی حرف دارم نیم تونمممممممممممممممممممممممممم خداااااااااااااااا الان اعصابم کیشمیشهههههههههههههههههههههههههه شدیددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

در جائی که عشق جرمه،رنگ لباس جرمه نمی تونم راحت زندگی کنم!
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 0:22 توسط رها و شهرزاد | | لينك ثابت