تبليغاتX
رها و شهرزاد
می نویسم دلواژه هایم را برای شهرزاد

 باز امشب فیلم مورد علاقمو دیدم!"آواز قو" این فیلم دیالوگهاش رویدادهاش حرفائی که توش زده شده برام پیش اومده تا حدودی وقتی بهرام رادان در نقش پیمان رو می بینم یاد خودمو حرفام می افتم حرفائی که خیلی گرون برام تموم شد ولی هنوزم از گفتنشون پشیمون نیستم و هنوز هم درست همون دیالوگ پیمان رو همه چا میگم!در جائی که یک خاکی پو سیاه ذات به خاطر اینکه از رنگ پیرهن من خوشش نمیاد و به من میگه بچه قرتی نمی تونم زندگی کنم!در جائی که عشق جرمه نمی تونم زندگی کنم!

یاد میائد یه بار جائی بودمو درست اینحرف پیمان را گفتم: من معشوقم رو جوری دوست دارم و عشاقشم که شما حتی اینجوری عاشق خدا نبودید حتی با اون پینه های پیشونیتون!یادم میاد توی مجلسی نشسته بودیم و یکی از روحانیون مطرح و محبوب جوونای ایران داشت در مورد فروغ و ابتذال توی شعرهاش حرف میزد که منم بلافاصاصه چند بیت از خیام ،حافظ،مولوی و سعدی خوندم و گفتم اگه شعر فروغ ابتذاله اینا چین؟و اون روحانی منو از مجلس اخراج کرد!یه بار رئیس یکی از دانشگاه های مطرح یارانتوی دانشگاه داشت سخنرانی می کرد در مورد عشق و اینا که من کنترلمو از دست دادمو بحث داغی شکل گرفت که که گرمای بحث برای من ۲۴ ساعت بازداشت رقم زد!که توی بازداشتم درست مثل پیمان به خاطر تعهدی که ندادم! کلی بحث و دعوا شد!

الان رو که می بینم خیلی آروم تر شدم،شاید به خاطر خواسته های مکرر عشقمه که از کله شقی دست بردارم و نصیحتهای هدا!

ولی همیشه میگم در جائی که عشق جرمه،رنگ لباس جرمه نمی تونم راحت زندگی کنم!

در جائی که عشق جرمه،رنگ لباس جرمه نمی تونم راحت زندگی کنم!
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 0:54 توسط رها و شهرزاد | | لينك ثابت

با تو قصه گفتنم هی
به تو زنده بودنم هی

با تو قصه گفتنم هی
به تو زنده بودنم هی

بیا با دلم به سر کن
لباس عشق رو به بر کن
اگه با دلم نساختی
برو عالم رو خبر کن

من برات خونه می سازم
خونه ای رو بام دنیا
حیاطش دشت گل سرخ
با یه حوض قد یه دریا

با تو قصه گفتنم هی
به تو زنده بودنم هی
با تو قصه گفتنم زنده بودنم دل سپردنم هی

برات از هر نوع پرنده
جفت عاشقی میارم
تو کناره های باغچه
گل اطلسی می کارم

نه نگو نیستی با این دل
نه نگو از عشق چه حاصل
عمر ما طی شد به تعارف
نه نگو بنده چه قابل

با تو قصه گفتنم هی
به تو زنده بودنم هی
با تو قصه گفتنم زنده بودنم دل سپردنم هی

با تو قصه گفتنم هی
به تو زنده بودنم هی
با تو قصه گفتنم زنده بودنم دل سپردنم هی


در جائی که عشق جرمه،رنگ لباس جرمه نمی تونم راحت زندگی کنم!
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 0:51 توسط رها و شهرزاد | | لينك ثابت