همه میگن جشن بیست سالگیشون شیرین ترین جشنه اصولا تو خانواده ها تا یکی بیست سالش میشه کلی بهش حال میدن و باهاش خوب و خوشن و خشوحالش می کن و برای اون فرد کلی خوشی داره این تولد اما برای من برای من دیوونه برای منی که همیشه مشکلاتمو عادت داشتم خودم حل کنم همیشه رو پای خودم وای ساده بودم به عمر زحمت کشیده بودم و این شده بود و کلی ذوق داشتم که تا آخر تابستون می تونم به اون چیزی که می خوام برسم تبدیل به یک زحر مار شد یه خاطر بد یه روزی که برام از همه روزها توی زندگیم بدتر بود روزی که کاش هیچ وقت اتفاق نمی افتاد این روزو هفته قبلش پر از بدشانسی بد اخلاقی و عم و غصه بود و وعده های دروغین و ریا کارانه!
اول از همه پدر بزرگم فوت شد(خدایش بیامرزد)بعد از اون تمام پولیو که از بچگی تا الان کار کرده بودم و با هزار زحمت جمع کرده بودم و کلی ذوق داشتم که تا چند ماه دیگه اون ماشینی که دوست دارم رو می خرم ببازمشو از دست بدم!بعد از اینها بابام جلوی همه تو یمراسمها وقتی می بینه همه دارن از تعریف می کنن البته تعریف از خودم نباشه ول یهمه به بابام می گفتن خوش به حالت که پسرت اینقدر کنارته هواتو داره اینقدر سالمه و پی هیچ چیزی نیمره و هیچ خلافی باهاش نیست و با ادبه بابم هم باری اینکه ریا کنه و بگه که آره من خودم هم می فهمم بیاد بگه که آره کارای آقاجون که تموم شد برای رها خونه می خرم و بعدش هم پراید رو می دم بهش یا اگه نخواست پولش می دم هر چی دوست داره بخره ولی بعد که تنها میشیم(دقیقا همین جنددقیقه پیش) بیاد و داد و بیداد کنه که آره رها تو اگه کثافت و خلاف بوی یا از اینم بهتر و خوبتر بودی برای من هیچ ارزشی نداشت مثل همین الان که هیچ ارزشی برای من،موقعیت و کارات نداره و من بیام برای توی فرصت طلب این همه خرج کنم و ماشین و خونه بخرم!
دلم می خواست بهش بگم بابا جونم الهی قربونت برم ولی شده تا الان ازت هزارتومن بگیرم؟شده از اعتباره تو استفاده کنم و برم بگم من پسره فلانیم کارمو راه بندازین؟دلم می خواست بهش بگم اون موقع که پول نداشتی یه بار بهت نگفتم که بابا من اینو م یخوام اونو می خوام که یه موقع بهت فشار نیاد و دلت نشکنه که بچت چیزی ازت می خواد و تو نم یتونی براش فراهم کنی ! الانم فرقی نکرده هیچ فرقی نکرده الانی که شما رستورانت تا چند ماه دیگه باز میشه و خونه می خری و زانتیا سوار میشی هیچ فرقی با یک سال پیش که کلی ذوق داشتی که تونستی پراید بخری نداره من همون رهام همون رهائی که هیچی ازت نمی خواد ولی دلش می خواد باباش یکم قدرشو بدونه یکم فقط یکم وقتی دارم برای خاطر تو توی دهن شیر میرمو می بینی وقتی خرت از پل جست نگی که نه ندیدمو تو این کارو نکردی و تو راز دار نیستی و تو لایق نیستی!باب من همون رهام می بینی نشونم اینه که حالا که داری دوباره پولدار میشی من هنوز دارم قست نوت بوکمو خودم میدم قبض موبایلمو خودم میدم کرایه راهمو خودم میدم لباساما خودم می خرم هنور دارم روزی ۱۶ ساعت برای یه تیکه نون سگ دو میزنم هنوز با اونکه این همه ضرر مالی به خاطر حفظ آبروت دادم دستم جلوت دراز نیست یه کلمه نگفتم بابا من این همه پولو به خاطر شما باختم بهم برش گردون!
گاهی وقتها دلم می خواد بیای بابا توی دانشگاه بچه ها رو ببینی هرچند می دونم بازم میگی اونا خوبن و فهمیده و تو نفهم و ساده و خری و نالایق!ولی دلم می خواد ببنی که دوست من میگه عین جملشو میگم: میگه بابای مردشور بردم می خواد خودش پرادو بخره و این پژو پرشیا رو به من بندازه!دلم می خواد ببینه که این بچه ها چجوری خرج می کنن و بعد به بابا هاشون زنگ میزنن که اره ما امشب ۳۰۰ هزار تومن شام خوردیم حسابش کن!بعدم که من بهشون میگم بچه ها حیا کنید زشته باباتونه وظیفه نداره این همه خرجتون کنه بگن چشمشون کور می خواستن بچه دار نشن! گاهی وقتها م یگم کاش منم اینجوری بودم و این ضربالمثل رو(عروس هرچی پر خرجتر پر ارج تر)به پسر هرچی کثافتتر لایقتر تغییر می دادم!
کاش بابا یکم درک می کردی که چجوری جلوی اون همه دشمنت اومدم توی تالار کنارت وایسادم و ابرو داری کردم که تو خسته نشی که راحت باشی ماش می قهمیدی مه جرا روزی ۱۲ ساعت توی این یک هفته رانندگی کردم و سگ دو زدم که بعدش بهم نمی گفتی تو که این همه ادعات میشد با ماشین معلوم نبود کجا بودی!کاش می فهمیدی کجا بودم کاش می فهمیدی که چرا وقتی می مودین خونه از قبرستون حونه رو چرا تمیز کرده بودم کاش می فهمیدی! کاش کاش کاش
کاش می شد بعضی دیگه از حرفارو اینجا می زدم!
کاش الان نمی یومدی دلمو به دست بیاری!
کاش میزاشتین یکم بیست سالگیم بهم خوش بگزره کاش کاش کاش!
۱۵ اردیبهشت ماه!سالروز تولد من!تولدی که هیچ کس یادش نبود فقط و ف قط یک نفر بهم تبریک گفت که چاکرشم!اما بقیقه انگا رنه انگار که منی وجود دارم و داشتم!از دیروز تا الان از غصه دارم میمیرم چون خیلی از اونیائی که انتظار داشتم بهم تبریک بگن نگفتن!نگید چه لوس شدی رها !نه اینطوری نیست!من تولد همه برام مهمترین رویداد زندگیم هست اما تولد خودم رو هیچ کس...
بیخیال دلم گرفته![]()